کوچ

چه غریبانه کوچ خویش را به تماشا نشسته ام...

 
دنیای این روزای من
نویسنده : عسل داداشلو - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٢
 

مارگوت بیگل شعری دارد در مجموعه ی «سکوت سرشار از ناگفته هاست»، میگوید:

دلتنگی های آدمی را 

 باد ترانه ای می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره

 نادیده می گیرد

و هر دانه ی برفی .... به اشکی ناریخته می ماند

سکوت .... سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشق های نهان

و شگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو و من...

 

 

حالا این روزها، دلتنگی های مرا باران، گِِل می کند. دلتنگی هایم جایی میان استخوان هایم ته نشین شده. هرکسی راکه شبیه به تو می بینم، با هر بارانی، با هر تنهایی، با هر باری که نامت از زبان مادر در این خانه می پیچد، با آلبوم عکس های قدیمی و با خیلی چیزهای دیگر، رو می آید.
چند ماه دیگر می شود یکسال که رفته ای و بغض کهنه من هم یکساله می شود. این روزها بیشتر از آنچه که در توان دارم برایت بی تابی می کنم، گوشه همین اتاقی که زمانی برای تو بود، تنهایی می نشینم در خلوت به روزهای با هم بودنمان فکر می کنم، به دعواها و قهرهایمان، به اینکه تو همیشه مهربان تر از من بودی...
حالا تصور کن، امشب با این همه دلتنگی و تنهایی، باران هم آمد...

***

خوابیده دشمن!

دوستی که اینروزها دیگر نیست، بیت شعر معروفی را همیشه زمزمه میکرد «با هر که حرف دوستی ابراز می کنم، خوابیده دشمنی ست که بیدار میکنم». هیچ وقت از او نپرسیدم این بیت متعلق به چه کسی است اما همیشه مقابلش گارد گرفتم و گفتم تو اشتباه میکنی.آنزمان دختر 20 ساله یی بودم پر از اعتماد و سرخوشی. حالا که چند ماه دیگر26 سالم تمام می شود به طور ناخودآگاه این شعر را برای خودم زمزمه میکنم.

می بینی، زمان خیلی چیزها را تغییر میدهد، حتی عقاید یک دختر جوان مغرور و کله شق را. اینروزها خالی از اعتمادم. از حرف زدن می ترسم. اینروزها آرزو میکنم کاش حرف نزدن و گوش نکردن را یاد بگیرم. یقینا دوستان کمتری خواهم داشت. حالا معتقدم حرف هایی که امروز میزنیم بعدها خنجری خواهند بود برای نشستن در کمر.


***

خانه نشینی

مدت زمانی ست به خانه نشینی علاقه عجیبی پیدا کرده ام. از اینکه تمام روز را جلوی تلویزیون روی مبل لم بدهم، چای و خرما بخورم، فیلم و اخبار ببینم، یا برای استراحت به اتاقم بروم و در فضایی نه چندان روشن و سرد، تا گردن زیر پتو بروم و کتاب بخوانم لذت می برم. تازگی ها مثل پیرمردهایی که تازه بازنشسته شده اند و تمام سرگرمی شان گیر دادن به همسرشان است، چشم تیز می کنم تا ببینم به چه بهانه یی می توانم سر مامان غر تازه یی بزنم.

سال های گذشته آرزوی باران را می کشیدم تا بروم بیرون قدم بزنم، باران را عاشقانه دوست داشتم چرا که به من جرات میداد حرف هایی که مدت ها تلاش میکردم تا بنویسم را در چند دقیقه پشت سر هم ردیف کنم. اما حالا باران بهانه ای شده برای خانه ماندن.  روزهای بارانی گویی حسی در این خانه مرا پایبند خود می کند. اینگونه است که دیگر کمتر می نویسم و کمتر قدم میزنم.

همین حالا که داشتم این جملات را پشت سر هم ردیف میکردم، خاطرم آمد که مدت هاست با کسی درد و دل نکردم. مدت هاست که سکوتم شده سرشار از ناگفته ها...


 
 
شکایت انجمن صنفی روزنامه نگاران و خبرنگاران از یک رسانه!!!!
نویسنده : عسل داداشلو - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ آبان ۱۳٩٢
 


یادداشت کردن و به خاطر داشتن خوب است، خیلی خوب. امروز هم در حافظه ی دوران فعالیت خبرنگاری ام همیشه به خاطر می سپارم. مانند همه بی اخلاقی هایی که در این مدت دیدم و به خاطر سپردم تا شاید زمانی آنها را در جایی گرد هم آوردم تا چهره خیلی ها که این روزها آدم های خوب داستان هستند بعدها نمایان شود.

نشست خبری انجمن «صنفی روزنامه نگاران ایران» در ایسنا برگزار شد. شاید خیلی ها گمان کنند که چه اتفاق ساده ای! اما این نشست در حالی سر زمان مقرر برگزار شد که از صبح دوستانی که نفع شان در بازگشایی انجمنی که رئیس جمهور منتخب مردم در اولین نشست خبری خود وعده بازگشایی اش را داده است، نیست. تمام تلاش خود را در قالب هر نوع تهدیدی برای برگزار نشدن آن به کار گرفتند.

حرفم بر سر بی اخلاقی رسانه یی نیست، بلکه حرف اصلی ام بر سر ثابت کردن این موضوع است که مدعیان انجمن صنفی روزنامه نگاری جدید به هیچ عنوان به دنبال اهداف صنفی نیستند بلکه آنها که خود به انجمن صنفی اصلی اتهام سیاسی کاری می زنند  نیز صرفا قصد سیاسی کاری دارند و نه هیچ چیز دیگر.

«انجمن صنفی روزنامه نگاران و خبرنگاران» تاره تاسیس که به اعتقاد من با شگردهای احمدی نژادی کاملا خلاف قانون مجوز فعالیت گرفته است، در راستای برگزاری این نشست خبری اقدام به انتشار بیانیه ای کرد که قسمت هایی از آن بسیار جالب است:
 
1. در این بیانیه این انجمن خود را تنها تشکل قانونی روزنامه نگاران دانسته است و این نه تنها توهین به انجمن های دیگر روزنامه نگاری فعال، بلکه توهین به شعور روزنامه نگاران است.

2. نکته بسیار جالب تر در این بیانیه، تهدید کردن خبرگزاری ایسنا به شکایت است!
واقعا جالب است که یک انجمن صنفی یکی از اهالی خودش را تهدید به شکایت کند و بخواهد به زور نظر خود را بر روی آن رسانه اعمال کند و بعد هم ادعای صنفی بودن داشته باشد. متاسفم که نه تنها من بلکه بسیاری از اشخاص دیگر که خواننده این مطلب بودند هیچ نوع مفهوم کار صنفی را از این بیانیه برداشت نکردند.

من از این ماجرا می گذرم که انجمن صنفی روزنامه نگاران و خبرنگاران تنها به این بیانیه اکتفا نکرده و در حقیقت انتشار این بیانیه آخرین گام این انجمن و جریان های هم سو با آن، در جهت جلوگیری از برگزاری این نشست بوده است.

انجمن صنفی جدید روزنامه نگاران وابسته به یک جریان خاص سیاسی ست و ار این دست بی اخلاقی ها از رسانه های نزدیک به همین جریان سیاسی کم دیده نشده است. اما من نمیدانم کدام قدرتی به چنین افرادی اجازه می دهد که انجمن صنفی را که از سوی معاونت مطبوعاتی وزیر ارشاد به رسمیت شناخته شده، غیر قانونی بخوانند؟

و من متوجه نمی شوم که کدام حرکت خبرگزاری ایسنا اشتباه بوده که بخواهد به خاطر آن در دادگاه پاسخگو باشد. اینجاست که می گویم سواد و شعور رسانه یی بسیار نعمت خوبیست که متاسفانه دوستانی که با جریان احمدی نژادیسم وارد رسانه های ایران شدند کاملا از آن بی بهره اند!

در اصل 24 قانون اساسی آورده شده است: نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزاد هستند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند. تفصیل آن را قانون معین می کند.
حالا سوال من این است که چه وجهی از برگزاری این نشست مخل مبانی اسلام و یا حقوق عمومی ست؟؟؟
اگر انجمن صنفی روزنامه نگاران منحل شده است، چرا تا این اندازه ترس از برگزاری یک نشست خبری که صرفا جنبه شفاف سازی پلمپ خانه اهالی یک صنف را داشته، وجود دارد؟

***
زمان طولانی تریبون و رسانه ها در اختیار امثال شما بود، هر اتهامی را بدون سند به هر فردی که دوست داشتید وارد کردید و آنگونه که تمایل داشتید با آبروی آدم ها بازی کردید. به نظر خودتان بس نیست؟ شما که خود را اسطوره صبر و ایمان معرفی می کردید، حالا چه می شود که اینگونه عنان از کف می دهید؟