کوچ

چه غریبانه کوچ خویش را به تماشا نشسته ام...

 
رازهایی درون روزهای طلایی
نویسنده : عسل داداشلو - ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ دی ۱۳٩۳
 

شاید اینجا تنها نقطه پیوندی باشد که من با سال های طلایی ام دارم. سالهای محکم بودن و سرسخت بودن. سالهایی که زندگی ام را از یک تنگه سخت عبور میدادم و با تمام توان، سکانش را می چرخاندم.

حالا روزهای سخت گذشته اما حسی که در آن سال ها در من بود هم انگار دیگر نیست. سن خاصیت عجیبی دارد. زمانی باور داشتم که سن فقط یک عدد است اما حالا اینگونه فکر نمی کنم. سال هایی که از پس عمر ما می گذرد، خیلی چیزها را در ما تغییر می دهد.

دست کم درباره خودم می توانم بگویم، که بالا رفتن سن، از میزان بسیاری از خصلت های من کاسته و خصلت های دیگری را جایگزینش کرده. حالا شبیه کاربرانی شده ام که نمیدانند چگونه باید با موبایل هوشمند خود کار کنند. من هم نمیدانم که با خصلت های تازه باید چه کنم؟

سن خیلی چیزها را از ما می گیرد و به جای آن رفتارهایی را به ما می دهد که برایمان نا آشناست. حالا درست زمانیکه چیزهایی در من ذوب می شوند و رودهای تازه در من خروشان می شوند، دست نوشته های قدیمی برایم کمی نا آشناست.

وقت هایی که در بهت نشناختن خودم فرو میروم، اینجا می آیم تا کمی خودم را مرور کنم. لذت بخش است اینکه می بینی زمانی برای خودت قهرمانی بوده ای یا زمانی خودت را به دیوانه خانه ای تشبیه کرده ای.

مرور نقض هایی که درباره خودت و اطرافت گفته ای، هیجان دارد و به همان اندازه سادگی تو را نشان می دهد. برای همین شاید حداقل به یکی از خصلت های تازه ات دل خوش کنی.

با مرور حودت، رمزهای تازه را کشف می کنی. انگار دست به اکتشاف سرزمینی زده ای که سال ها در رگ های بدنت بوده است. حالا خوب یادت می آید که همین کلمات گاهی برایت مهر داشته اند و گاهی دشمنی بدون اینکه تو هیچ کدام را بخواهی یا حتی درباره اش فکر کرده باشی.

این دست نوشته ها به تو می گویند زمانی برای چه کسانی مهم بوده ای، چه کسانی دوستانت بوده اند و چه کسانی بدون آنکه تو بدانی در فکر دشمنی با تو. این دست نوشته ها برای من بوی باران دارد، شکل دشتی است که می خواهم همیشه درونش رها باشم، گاهی کلماتش برایم لالایی می خوانند و گاهی آتش درونت می افروزند اما هر چه که هستند، خوب اند.

اینجا نقطه اتصال به سال های طلایی من، آبستن رازهایی است که فقط من می دانم و من. واژه وازه اش با ترجمان من یک راز است. رازهایی درون روزهای طلایی.