کوچ

چه غریبانه کوچ خویش را به تماشا نشسته ام...

 
باد وحشی
نویسنده : عسل داداشلو - ساعت ٢:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ خرداد ۱۳٩۱
 
باد امشب حس و بوی غریبی دارد
بوی اشک عزاداران یک عشیره
حس دخترکانی که وقتی تمنای گرفتن دست عروسکشان را دارند
دست قوی مردی را حس میکنند که بین تمام آرزوهاشان دیوار کشیده است
بوی باد امشب، بوی ویرانی ست
بوی پیوند مهر با خون...
باد امشب بر صورتم سیلی می زند
و من رخ در رخش به گفتن آهی کوتاه بسنده می کنم
باد هنوز هم می وزد...
سرما استخوانهایم را نشانه رفته
و گرگ پیری دندانهایش را برای آغوشم تیز می کند
اما من هنوز هم همان بانوی سربلند قبیله خواهم ماند