کوچ

چه غریبانه کوچ خویش را به تماشا نشسته ام...

 
باران می بارد
نویسنده : عسل داداشلو - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳٩۱
 

باران می بارد، باران می بارد، باران می بارد... و شاید همین یک جمله تمام حس امروزم را بگوید. صبح باران بارید، شهر تازه شد و نفس های من تازه تر. قدم که در کوچه گذاشتم زمین خیس بود و آسمان می خندید. جدی می گویم، من عادت دارم صبح ها به آسمان نگاه کنم، سرم را که بلند کردم از آن رنگ های بعد از باران داشت درست نمی دانم چه رنگی ولی از همان رنگ ها که نه تیره است و نه خیلی روشن، از آن رنگ ها که هم آبی دارد هم زرد اما هیچ کدام نیست. خلاصه اینکه روزم با لبخند آسمان شروع شد. چقدر دلنشین بود عطر زمین باران خورده و هوایی که نه سرد بود نه گرم، هوا هم مثل رنگ آسمان ملس بود.

اولین قدم هایم را که برمیداشتم، دلم میخواست آغوش باز کنم و هوا را بغل کنم و بگویم ممنونم که امروز انقدر خوبی. برخلاف روزهای دیگر که از صدای انقلاب انقلاب گفتن خودم حرصم میگرد تا یک تاکسی پیدا شود، امروز با اولین انقلاب گفتن یک پراید نوک مدادی جلوی پایم توقف کرد. داخل ماشین بسیار معطر بود، انگار راننده هم با این هوا سرحال آمده بود و دستی بر سر و روی ماشینش کشیده بود، شاید هم عادت داشت که ماشینش را تمیز نگه دارد. این را از آن جهت می گویم که خودش هم صورت اصلاح شده ای داشت که انعکاس پیراهن صورتی رنگ اتو کشیده اش و عینک دودی براقش از او یک چهره موجه می ساخت. همین جا بود که با خود گفتم امروز از آن روزهای شانس است که همه چیز بیش از انتظار من خوب پیش می رود. 

تا مقصدم فقط به صدای خالی پیانو گوش دادم و لذت بردم از اینکه هیچ کلام اضافه ای نمی شنوم چرا که مطمئن بودم امروز آنقدر از دهان مصاحبه شونده ها حرف می شنوم که برای یکسالم کافیست. زمانی را که سر کار بودم سانسور می کنم نه برای اینکه مشکل اخلاقی دارد برای اینکه تکرارش خسته ام می کند. مدتی ست که برای نمایشگاه مطبوعات سخت مشغولم و سخت خسته.

ساعت از هفت گذشته بود که محل کارم را ترک کردم. قدم در خیابان که گذاشتم نفسم تازه شد. انگار باران با قطره هایش تمام خستگی هایم راشست. نفسم تازه شد، روحم تازه شد، احساسم تازه شد و خلاصه اسباب عاشقی فراهم شد. خاطرم آمد که باران مرغ دلم را به پرواز در می آورد و این مرغ فقط بر بام تو می نشیند... اینگونه است که شاعر می گوید "باران که می آید، تو می آیی". هنوز هم باران می بارد، باران می بارد، باران می بارد و...