وقتی از خاطراتم خاک روبی می کنم


صدای موسیقی فیلم "مادیلیانی" اتاق را پر میکند 
و من با چرک نویس های خاک خورده ام
فال می گیرم...


وقتی بانوی دست نیافتنی توام
پاکترین زن جهان می شوم
وقتی آغوشت را بی هیچ حریمی حس می کنم
فرشته زندگانی ات می شوم
وقتی سرمست از باده ای
عشق آسمانی ات می شوم
وقتی مرد رابطه ام می شوی
من در قیاس همان فاحشه هایی قرار می گیرم
که شاید فقط نیمه شبی را در سایه آنها به صبح رسانده باشی...
و اینگونه است که زن همیشه زن می ماند 
و مرد همیشه مرد
و مجنون در اشعار نظامی به خواب می رود...

/ 3 نظر / 6 بازدید
فرزانه الف. میم

من كه نه، زني بود با خنده اي بغض آلود و قلبي كه عشق را زود باور مي كرد و بي عشقي را دير... زني بود ديوانه، ديوانه...! ببخشيدم آقا، ببخشيدش، كه هنوز مي تواند راه برود و جام پشت جام هي مست بشود از درد؛ كه هنوز جايي، نا كجايي، اميدش نرفته ست به باد... ..................................... این را برای کسی نوشتم که نمی دانم چرا وقتی غمگین است مهربان تر است و بیشتر دوستش دارم

فرناز

و من با چرک نویس های خاک خورده ام فال می گیرم آفرین.عالی بود عسلی