ینج تن آل قلم


این عکس در صفحه استاد اسد الله امرایی به چشمم خورد، با عنوان "پنج تن آل قلم"
دلم خواست چند کلامی متفاوت برایشان بنویسم:

راستش را بخواهید "سید فرید قاسمی" را تا همین چند روز پیش که تولدش بود، درست و حسابی نمی شناختمش. فقط می دانستم مرد آرشیو های ایران است. می گفتند هر کسی دنبال چیزی در مطبوعات می گردد که نمی داند کجا پیدا کند به سراغ او می رود. تا اینکه روز تولدش دیدم در سرویس رسانه ایسنا با اینکه من تنها خبرنگار هستم، گزارشی از او کار شده است. پیگیر موضوع شدم و فهمیدم که روز تولدش است و این گزارش برای تبریک به اوست. حرکت خوشحال کننده ای بود و البته به اطلاعات من درباره این مرد بزرگ افزود.


اما "فریدون صدیقی" که من به او می گویم مرد لبخند ها. البته همه به او می گویند مرد مصاحبه ها. یکسال پیش درست در همین روزها بود که در مرکز مطالعات رسانه افتخار شاگردیش را داشتم. این افتخار گفتن واقعا از اعماق وجودم است. این را بعد از اینکه وارد یک فضای رسانه ای جدی شدم، فهمیدم. چرا که خیلی از آدمهای بزرگ هنوز هم در حسرت شاگردی اش مانده اند. چقدر دلتنگت شدم استاد

!

"علی اکبر قاضی زاده" مرد غافلگیری ها، غافلگیری از آن جهت که هر بار سر کلاسش سوالی می پرسیدی تو را با پاسخ هایش غافلگیر می کرد. متفاوت، جدی اما دلنشین. هر چیزی که در گزارش نویسی آموختم را مدیون این مرد هستم. کلام استادی برازنده اش است به تمام معنا. یاد آن روزهایی افتادم که تمامی گزارشات را به من میداد که بخوانم و همیشه با لحنی طنز این کار را میکرد. روزهای شاگردی من و استادی او

"حسین قندی" مرد تیتر های جاودانه، بگذارید قبل از اینکه راجع به او بنویسم مطلبی را عرض کنم؛ از آنجائیکه نسل من، نسل بدشانسی ست. دقیقا زمانی که کلاس های مرکز مطالعات به ما رسید، "یک عنصر بزرگ را کم داشت و آن حسین قندی بود. من شاگردش نبودم اما از او درس های فراوانی یاد گرفته ام، از کتاب هایش، از شاگردانش و از تیترهایش. امیدوارم سایه سلامتی بر سرش جاودان بماند.

اما روزنامه نگاری آنلاین با او شناخته می شود. "یونس شکرخواه". مردی که در نظر اول جدی به نظر می آید اما وقتی پای صحبت هایش می نشینی دلت نمی خواهد بلند شوی. من شاگرد او هم نبودم. اما اولین بار در جلسه نقد کتاب حسین انتظامی دیدمش. آن جلسه نقد انقدر پر بار بود که دقیقا بالای برگ تنظیم خبر نوشتم، لذت بردم.

این مردها کسانی هستند که در روزنامه نگاری ایران هیچ گاه تکرار نخواهند شد یا به قول استاد گرامی "پنج تن آل قلم". هرجا که هستند پایدار باشند و سلامت

/ 4 نظر / 23 بازدید
فرناز

بهترین خاطره ای که از استاد صدیقی همیشه به یاد دارم روز تولدش بود و شنیدن این جمله از زبانش: "این کارتون واقعا خوشحالم کرد و همیشه تو ذهنم باقی میمونه" و استاد قاضی زاده که با طنزهای تلخش که پای گزارشامون می نوشت همیشه باعث پیشرفت همه بچه ها می شد. خداوند از عمر یک سری آدم های یاوه گو (!) کم کند و به عمر اینها بیافزاید که لحظه لحظه نفس کشیدن شان نعمت است.آمین

Mehdi

خبرنگار زرنگ و باهوش .... گاف دادي تو اسم اساتيد خبر و اطلاع رساني.... :D

حسین توکلی

من افتخار شاگردی استاد صدیقی و استاد قندی رو داشتم اما حیف که کلاس های مرکز مطالعات رسانه رو نیمه کاره رها کردم و... هیچ وقت یادداشت سیگار استاد صدیقی و البته کشیدن دوتا انگشتش به هم موقع حرف زدن رو از یادم نمیره

حسین توکلی

من افتخار شاگردی استاد صدیقی و استاد قندی رو داشتم اما حیف که کلاس های مرکز مطالعات رسانه رو نیمه کاره رها کردم و... هیچ وقت یادداشت سیگار استاد صدیقی و البته کشیدن دوتا انگشتش به هم موقع حرف زدن رو از یادم نمیره