دعوا بر سر چیست؟

"شرق باید توقیف شود." خبر مانند توقیف یک شبه بسیاری از نشریات دیگر غم انگیز بود. چرایی ماجرا بر میگردد به کاریکاتوری که توسط "هادی حیدری" در این روزنامه کشیده شده است. قضیه آنقدرها هم پیچیده نیست. هر آدم عاقلی اگر اندکی در ماجرا تامل کند متوجه اصل موضوع می شود. دعوا بر سر طرح کاریکاتور و اهانت نیست، بحث سر سوء برداشت هم نیست... بگذریم اصلا به ما چه بحث اصلی بر سر چه موضوعی ست. من همیشه سعی کردم از موضوعات و دسته بندی های سیاسی فاصله بگیرم، این موضوع هم به هیچ عنوان وجاهت سیاسی ندارد. این متن نوشته شده از سر غمناکی و دردمندی من به عنوان تازه ترین عضو خانواده رسانه ای کشور، به نظرم گناه است که جامعه رسانه ای در هر سطحی که باشد درباره این موضع گیری ها سکوت کند. نه فقط جامعه رسانه ای بلکه در هر صنف دیگری اگر قرار باشد از یک سوء برداشت دفاع نشود زمانی دیگر این سوء تفاهمات دامان همان کسانی را می گیرد که مهر سکوت بر لب خود نشانده بودند.

چند نکته که به نظرم جالب آمد را در اینجا می نویسم.

اولین نکته اینست که وزیر ارشاد نمی تواند به تنهایی رای به بسته و یا باز شدن نشریه ای بدهد. این را من نمی گویم، قانون صریح مطبوعات می گوید. در همین زمینه علی مطهری- از اعضای هیأت نظارت بر مطبوعات می گوید:

"برای توقیف و یا هرنوع مجازات دیگری برای این روزنامه، باید مسیری قانونی را طی کرد و راهش هم اینست که هیأت نظارت بر مطبوعات تشکیل جلسه داده و طبق رای اعضاء درباره این روزنامه تصمیم گیری شود."

نکته دیگر اینست که وزیر ارشاد براساس جایگاهش اظهار نظری کرده است، چرا رسانه های دیگر کمر به قتل و دامن زدن و جریان سازی در مورد این موضوع کرده اند، مگر موضوعات مهم دیگری وجود ندارد. مثلا کشته شدن خبرنگار پرس تی وی و عکاس فارس در بمب گذاری سوریه، آیا جان اهالی رسانه  مهمتر از بسته شدن یا بسته نشدن یک روزنامه نیست؟

این واکنش مرا یاد درخت و تبر می اندازد که دسته اش از جنس همان درخت است.

نکته بعدی، واکنش سریع نمایندگان مجلس است. اینگونه سریع عمل کردن خانه ملت برایم کمی عجیب است، به من حق بدهید، آخر تا کنون ندیده بودم درباره موضوعی به این سادگی انقدر بلیط خود را خرج کنند چرا که همین امروز صبح اتفاقی به اخبار مستقیم مجلس گوش میدادم که از داخل رادیوی تاکسی بیرون می آمد و اصرار علی لاریجانی برای شرکت نمایندگان در رای گیری تقریبا شبیه التماس شده بود ولی مشارکت کم بود طوریکه حتی به حد نصاب هم نمی رسید. پس تعجب مرا بپذیرید.

و اما خبرگزاری فارس و واکنش هایش، که اگر قرار بود انقدر سریع برای بستن رسانه ای اقدام شود، قطعا این خبرگزاری لیاقتش را داشت. همین دو روز پیش بود که خبر رفتن مدیرکل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد را با اشتباهی فاحش بر روی سایتش منتشر کرد.   وقتی امروز آنقدر فعال دیدمش به این برنامه ریزی دقیق تبریک گفتم.


به پاراگراف آخر این عکس توجه ویژه بفرمائید!!

 

از این متن هیچ نتیجه ای نمی خواهم بگیرم، فقط خواستم کلمات دردناکم را در جایی درج کنم، شاید کمی آرام بگیرم و شاید خواننده این مطالب کمی فکر کند.

 پ. ن:

... وشرق توقیف شد.

 

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
شاهین

سلام ، مطالبتونو همیشه خوندم ولذت بردم . هرچند گفته مدیرمسئول روزنامه شرق در خصوص کاریکاتور روز گذشته این روزنامه که تاکید داشت کاریکاتور هیچ نمادی از دفاع مقدس و رزمندگان وجود نداردوتحلیل ها و برداشت‌های صورت‌گرفته درباره این طرح را نادرست و غیر واقعی است را قبول دارم . بااین تصور(با فرض اینکه تصور شما هم این است شاید هم این نباشد)شما چه برداشتی از این کاریکاتور داری .

ماکسیم

من خودم زیاد روزنامه نمی خونم. ولی علاقه فراوان قشر روزنامه خون و روشنفکران جامعه به خواندنش مرا هم گهگاهی به هوس تورق ان می انداخت و البته تنها چیزی که اهمیت ندارد همان اقبال مردم است. مطالب فارس رو هم در این باره دیدم واقعا متاسف شدم از این مواضع متعصبانه و تاسف برای کارکنان این روزنامه که چقدر راحت قربانی سیاست بازی ها شدند

یه آشنا

ممنون از شما به خاطر حمایتتون از این روزنامه ...خدا شما خبرنگاران و روزنامه نگاران رو از ما نگیره(البته مثل شماها،نه از نوع فارس یا ایرنا و امثالهم)

آفتاب

گاف جالبی بود!!!دور نیست روزی که این رسانه به دام آتشسوزانی های خودش بیفتد و بسوزد!!!اندکی صبر...