حکایت روز اول نمایشگاه نوزدهم

خستگی، خستگی، خستگی و باز هم خستگی، سوغات اولین روز نمایشگاه مطبوعات بود. نمایشگاهی که برای اولین بار در طول برگزاری اش در مصلی تهران به اجبار در آن حضور پیدا کردم. صادقانه بگویم دوستش ندارم اما به نمایشگاه رسانه های دیجیتال ترجیحش می دهم چرا که حداقل سر و صدای کمتری دارد.

وقتی به خانه رسیدم آنقدر خسته بودم که به جز تختم چیز دیگری در ذهنم نبود، اما اینترنت است دیگر آدم را مثل آهن ربا جذب می کند. تصمیم داشتم وبلاگم را به روز نکنم اما فکر کردم بد نیست حاشیه های نمایشگاه نوزدهم را شما هم بخوانید.

حکایت اولین روز نمایشگاه نوزدهم

روز نخست نمایشگاه در حالی آغاز شد که مخاطبان قبل از ورود به سالن شبستان در کنار ورودی، به جای بیلبوردهای نوزدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها شاهد بیلبورد ششمین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال بودند که مهرماه امسال برگزار شد.

 تا حدود ساعت 12 ظهر، برخی از غرفه‌های بخش روزنامه‌ها برق نداشتندکه در نهایت با تلاش بخش های فنی مشکل حل شد. همچنین مراسم افتتاحیه در حالی برگزار شد که بسیاری از غرفه‌ها هنوز آمادگی کامل را برای شروع نمایشگاه نداشتند و برخی نیز مشغول انجام کارهای نیمه‌تمام بودند و در این میان، تعداد اندکی از غرفه‌ها به آمادگی کامل رسیده بودند.

در ساعات ابتدایی نمایشگاه، منوی رستوران‌های مختلف به تعداد زیادی بین غرفه‌ها توزیع شد.

 ساعت شروع مراسم افتتاحیه‌ی نمایشگاه توسط روابط عمومی معاونت مطبوعاتی، 13:30 اعلام شده بود، اما بلندگوی نمایشگاه ساعت شروع را 13:45 اعلام کرد . در حالی که تا ساعت 14خبری از برگزاری مراسم نبود، و با آمدن وزیر ارشاد مراسم آغاز شد.

 در مراسم افتتاحیه، معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد حضور معاون اول رییس‌جمهور را خیر مقدم گفت در حالی که اصلا او در میان حاضران نبود. همچنین در ابتدا سخنرانی وزیر ارشاد، یک نفر با صدای بلند حسینی را «وزیر برتر دولت دهم» نامید و سپس قرآنی را به او هدیه کرد. همچنین هنگام رونمایی از تمبر نمایشگاه مطبوعات و سامانه‌ی اشتراک مطبوعات، هجوم عکاسان و فیلم‌برداران، مجری را وادار کرد چندباری تذکر دهد.

پس از برگزاری مراسم افتتاحیه، وزیر ارشاد به نگاهی گذرا به غرفه‌ها بسنده کرد و از بعضی غرفه‌ها نیز دیدن کرد؛ اما مانند سال گذشته، از کنار غرفه‌ی ایسنا فقط عبور کرد.

 حدود ساعت 17 صفی طولانی در وسط نمایشگاه تشکیل شد که دلیل آن هم گرفتن یک لیوان چای بود.

 در روز نخست نمایشگاه همان گونه انتظار می رفت تعداد زیادی برای بازدید مراجعه نکرده بودند اما مانند سال قبل باید در روز های آینده منتظر استقبال مردم از ضیافت رسانه ها بود.

/ 2 نظر / 17 بازدید
مسعود. دانشجوی روزنامه نگاری

زیبا بود. به خصوص اینکه کوچکترین حرکتی از زیر نگاه تیزبینانۀ شما رد نشده. ولی ای کاش جزئیات رو بیشتر توصیف میکردین که وقتی متنو میخونیم حس بودن در اون مکان بهمون دست بده. بارم بسیار عالی بود. .فلم نبوغ آمیزی دارین با تشکر

mehdi

salam. fek konam kheyli khabet miyomade chon chand ta ghalat dashti